غياث الدين بن همام الدين الحسيني ( خواند امير )
ديباچه 2
دستور الوزراء ( فارسى )
سال وزير سلطان محمود پادشاه سمرقند عم ظهير الدين بابر بوده است . چون جد مادريش در هرات ميزيسته گويا وى نيز در هرات در حدود سال 880 ولادت يافته است چنان كه بيشتر از زندگى خود را نيز در هرات گذرانده است . گويا در جوانى بدربار سلطان حسين بايقرا ابو الغازى پادشاه نامى دانشپرور خاندان تيمورى راه يافته و در ميان وى و سلطان حسين و امير نظام الدين عليشير امير بزرگ و دانشگستر دربار وى و شاهزادگان تيمورى مخصوصا بديع الزمان ميرزا پسر مهتر ابو الغازى سلطان حسين روابطى پيوسته شده است و پس از مدتى به خدمت بديع الزمان ميرزا اختصاص يافته چنان كه در زمان مرگ سلطان حسين ميرزا در ماه ذيحجهء 911 در دربار نبوده و در ركاب بديع الزمان ميرزا بوده است . در بهار سال 912 كه محمد خان شيبانى در ماوراء النهر پيشرفت ميكرد و بديع الزمان ميرزا و برادرش مظفر حسين ميرزا كه در پادشاهى شريك بودند در انديشهء آن شدند كه با شيبانى جنك كنند خواند امير را فرمان دادند كه بقندهار رود و شاه بك ارغون خداوند قندهار را به يارى ايشان برانگيزد . وى در راه چون بهرات رسيد بواسطهء مرگ جوجك بيگم دختر بديع الزمان ميرزا و پيشرفتهاى محمد خان شيبانى نتوانست بقندهار رود . بار ديگر وى را بسفارت نزد خسرو شاه بكندز فرستادند و باز كارى از پيش نبرد . سرانجام درصدد شدند كه با شيبانى جنگ كنند و در مرل جنگ مختصرى روى داد ولى شاهزادگان تيمورى گريختند و ذو النون ارغون كه از رجال دربار تيموريان بود كشته شد . در ماه شوال 912 شيبانى بسوى هرات رهسپار شد و مردم هرات خوندمير و برادرزادهاش